December 20, 2009 - Posted by m_daylamy - 0 Comments

روح بلند فقیه برجسته و عالم ربانی،
حضرت آیت الله حاج شیخ حسینعلی منتظری(ره)
به لقاء الله پیوست.

بدین وسیله
درگذشت فقیه برجسته و آشنا به مسائل زمان،
حضرت آیت الله حاج شیخ حسین علی منتظری
را به محضر مبارک امام عصر(عج)
و تمام علاقمندان به ایشان، خاصه ملت
سبز ایران تسلیت عرض می کنیم.
امیر ماهان دیلمی صطله سرایی
December 17, 2009 - Posted by m_daylamy - 1 Comment
بسم رب الحسین
«مرگ چون گردنبند دختران جوان، بر گردن انسان بسته شده است»
“به مناسبت شروع ماه محرم”
روزگاری حسین(ع) را ملامت می کردند که:”ید الله مع الجماعه، حسین چرا از جماعت جدا شده ای؟ چرا دشمن شادی می کنی؟ چرا از خلیفه مسلمین اطاعت نمی کنی؟” و در جوابشان امام(ع) فرمودند:«هیهات منه ذله». در دهمین روز از شصت و یکمین سال هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه، فرزندش را در صحرای سوزان کشتند و اطفال و اهل بیتش را به اسیری بردند. قصد ندارم که داستان تکراری و قدیمی تشنگی و عطش را تکرار کنم که به قول دکتر شریعتی حسین بیش از آب تشنه لبیک بود، آری، وی به لبیک سپاهیان یزید در جواب”هل من ناصر ینصرنی” اش بیش از مهریه مادرش، یعنی آب تشنه بود، اما صد حیف که تنها زخمهای حسین را به ما نشان دادند تا برای تشنگی اش گریه کنیم و بگوییم که چه انسانهایی بودند که توانستند طفلی شیرخوار را سر ببرند؟ شوری را در نهاد ما انداختند که شعوری در خود ندارد، جنبشی را در عالم و آدم به پا کردند که عقلانیتی در آن نیست و اگر هست پس به نفع آنها مصادره شده است. قاعده این است که اگر می خواهی دروغی باورکردنی بگویی، همان راست را بگو و فقط جای اشخاص را عوض کن.
سؤالی از تمام عزیزان و خوانندگان محترم دارم که صادقانه خواهم پرسید و دوست دارم برایم جوابش را مرحمت بفرمایند و آن این است که:
آیا تاریخ تکرار می شود؟ و آیا به آن اعتقاد دارید؟
اگر اینگونه است پس چه جای خوف که دیروز حسین و یاران اندکش را متهم به خروج از دین خدا و راه پیغمبر می کنند و امروز ما را؟ چه جای اندوه که سر به دار شویم؟ یقیناً بر من مبرهن است که اگر حکومتهای مسیحی و یهودی و زرتشتی زمان از امام حسین (ع) حمایت می کردند شعار مرگ بر منافق به ظاهر مسلمانان زمان امام حسین(ع) دنیا را کر می کرد.
قصد من قیاس امام حسین (ع) و میر حسین موسوی نیست که قیاسی مع الفارق است و حتی خود مهندس موسوی هم بر این گفته من صحه خواهد گذاشت که از میر حسین تا امام حسین (ع) فاصله بسیاری است، اما مگر ما قرار نیست که در راه درست قدم بگذاریم؟ مگر قرار نیست مسلمان و پیرو راه حسین (ع) باشیم؟ مگر قرار نیست که همه چیز را به میزان ائمه بسنجیم؟ اگر آیت الله خمینی (ره) امروز در تاریخ ماندگار و محبوب مردم است به خاطر این نیست که فقط روح الله خمینی است، بخاطر رهبری یک انقلاب نیست، عقیده من این است که او امام خمینی (ره) است بخاطر دنباله روی راه حسین(ع). او امام خمینی است بخاطر بیدار کردن روح اسلام در قرن بی باوری، در قرن بی وفایی و در دوره منتهی به آخر زمان.
امروز معترضان به انتخابات خرداد در معرض هجوم انواع طعنه ها و شعارها قرار دارند و متهم به خدمت به بیگانه هستند که فی الواقع خادم اصلی به بیگانگان بر اریکه ریاست جمهوری اسلامی تکیه زده است و او قرار است جمهوری اسلامی ما را در دنیا سکاندار باشد و حفاظت کند.
معاذالله که اسلام محتاج قانون شکنی باشد که اسلامش هنوز بر همگان مشخص نیست. هیهات از این ظلم بزرگ که امروز دلسوزی جرم است و حرف حق، تلخ تر از زهر هلاهل و جوابش تیزی تیغ.
امروز ما را به سکوت فرا می خوانند و اطاعت از احمدی نژاد را بر ما فرض می کنند، ما را به چوب اعمال پس از انتخابات می زنند وما را منافق، فتنه گر، آشوبگر و … می نامند؛ امروز ما را متهم به خدمت به بیگانه می کنند و دم از قانون مداری می زنند، حال آنکه بر همه آشکار است که چه کسی به بیگانه خدمت کرده است و چه کسی منافق و آشوبگر است.قصد اطاله کلام را ندارم و این مرقومه را با حکایتی به پایان خواهم برد.
ظریفی را پرسیدم:«پرچم سرخ افراشته بر مزار سید و سالار شهیدان(ع) به چه سبب است حال آنکه بر مزار دیگر امامان یا پرچمی نیست و یا اگر هست سبز است؟»

در جوابم گفت:«نزد عرب مرسوم است که هر گاه کشته ای از خاندانشان باشد که نتوانند قاتلش را قصاص کنند و یا خونخواهی اش را کنند، بر مزارش پرچمی سرخ افرازند بدان معنا که کشته ای است و هنوز خونش را طالبی نبوده است، بدان سبب است که در ندبه خوانند ” این الطالب و بدم المقتول بکربلا”.»
بر خود لرزیدم و دانستم که پرچم سرخی که امروز بر فراز این خانه سبز افراشته شده است نشان از خون ریخته شده ای دارد که خونخواهش هنوز نیامده است و روزی خواهد آمد.
ظریف به من گفت:
«دل قوی دار که این بادیه طوفان خیز است/فاش گویم که تو را جام بلا لبریز است»
و ندایی پیچید که آری، خنجر عشق بلند آمده و خونریز است.
سلام بر حسین نخستین اصلاح طلب تاریخ.
اول شهر محرم الحرام سنه یکهزارو چهارصد و سی هجری قمری
امیر ماهان دیلمی صطله سرایی
December 9, 2009 - Posted by m_daylamy - 1 Comment
بعونک یا غیاث المستغیثین
همانگونه که در لسان ائمه آمده است:«اگر فقر از دری وارد شود، ایمان از در دیگر خارج خواهد شد.» این نحوه گفتار نشان از برنامه ی وسیع اسلام در مبارزه با فقر و بی عدالتی است. بی شک داشتن یک برنامه درست، مدون و تقریباً بی اشکال در سطح مدیران عالی و ارشد کشوری اسلامی مانند ایران که در دنیا جزو معدود کشورهایی است که دایه دینداری و بازگشت به اصول دینی را دارد، می تواند در رسیدن به اهداف بلند ضد فقر کمک شایانی نماید. در این مقاله سعی خواهیم کرد که چند چالش مهم اقتصادی و تصمیمات پولی دولت نهم را بررسی کنیم.
1 – وام بنگاههای زود بازده:
در ابتدای کا دولت نهم، بحث پرداخت وام به اقشار مختلف کشور در جهت ایجاد بنگاههای زودبازده و بهبود سطح تولید و بهره وری در کشور بالا گرفت تا جایی که محمود احمدی نژاد در هر سفر استانی از آن به عنوان نزدیکترین راه برای رشد اقتصادی و میانبر توسعه ملی که قدرت ضمانتی آن در کمتر از چهار سال رخ می نماید یاد کرد. وامها پرداخت شد و همه می دانند که بازپرداخت وامها با بهره های بسیار اندک بوده است که از لحاظ بانکداری بسیار ضررآور بود اما به هر حال پرداخت شد.
همانطور که از نام بنگاههای زود بازده بر می آید این بنگاهها در اندک زمانی با اندک سرمایه (نسبت به پرژه های بزرگ عمرانی) با تعداد افراد شاغل به نسبه کمتر اما در تعداد وسیع شروع به کار کرده و در مدت کوتاهی باید خروجی تولید یا خدمات (به اصطلاح ارزش افزوده) داشته باشد. اما چیزی که پس از مدتی رخ نمود ادعای بانک مرکزی مبنی بر انحراف بیش از نود درصدی مسیر این برنامه ریزی و تکذیب این ادعا توسط وزارت کا و امور اجتماعی بود. جالب آنکه اگر حق با وزارت کار بود نتیجه حاصل از اعطای وامها به این شرح بود: بهبود فضای کسب و کار در کشور و گردش عظیم مالی در نتیجه داد و ستد اقشار مختلف مردم، بهبود وضعیت اقتصادی و روند رو به رشد توسعه ملی و درآمد سرآنه مردم و همچنین حرکت رو به رشد تورم مثبت به جهت ازدیاد تقاضای روزافزون در نتیجه رونق اقتصادی و عرضه روزافزون که این یکی از شاخصهای رفاه در کشورهای توسعه یافته است. اما اولین پیآمد این تزریق عظیم پول که بعضاً بدون هیچگونه نظارت مفید و مؤثری صورت گرفت، رشد نرخ تورم کشور بود که در نتیجه تقاضای زیاد در برابر عرضه کم صورت پذیرفته بود تا جایی که دولت برای کاهش سطح عمومی قیمتها مجبور شد که چتر حمایتی - یارانه ای خود را از روی برخی کالاها بردارد و برخی کالاها را از خارج وارد نماید به گونه ای که دولت مجبور شد حتی در بخش کشاورزی از گندم تا برنج و میوه و مرکبات حتی خشکبار نیز از انواع اقسام کشورهای مختلف دنیا حتی اسرائیل نیز وارد نماید. همگان می دانند که زودبازده ترین بنگاه اقصادی هر کشور در بخش کشاورزی آن کشور وجود دارد که سرمایه گذاریدر این بخش در حداقل زمان ممکن به بار می نشیند و از طرف دیگر کشاورزی زیربنای اقتصاد هر کشور است و حتی می تواند به عنوان دروازه ای پیشرو در جهت ارتقای سطح صادرات غیر نفتی و قطع وابستگی از سایر کشورها باشد. اما روند واردات روزافزون کالاهای کشاورزی نشان از آن می داد که حق با بانک مرکزی بود و لااقل بنگاههای زودبازده حوزه کشاورزی به هدف مطلوب نرسیده اند یا سرمایه گذاری ای که قرار بود در این بخش صورت پذیرد به خطا رفته است.
پس از بخش کشاورزی خبرهای زیادی مبنی بر هجوم کالاهای چینی از هر جنسی در بازار ایران بیشتر شد به گونه ای که از لباسهای زیر گرفته تا لوازم لوکس منزل و حتی تسبیح و جانمازهای ایرانیان منقش به مارک (made in china) بود، و نشان از به هدف نرسیدن طرح بنگاههای زود بازده را در اذهان تداعی می کرد.
شاید مضحک و نادرست به نظر برسد اما لااقل قابل بررسی است که ادعا کنیم این حجم عظیم پول سر از بازار مسکن درآورده است و ناگهان قیمت مسکن در انتهای سال 86 صعودی وحشتناک را تجربه نمود و حدود صد درصد به طور متوسط رشد قیمت را به دنبال داشت. همانطور که میدانیم در ایران خرید املاک ومستغلات مهمترین راه حفظ سرمایه و سرمایه گذاری به قصد منفعت در آینده است به گونه ای که حتی اقبال در بخش خرید طلا و خرید اوراق بهادار به این اقبال بخش مسکن نمی رسد. ساده ترین راه که به نظر می رسد این است که شخصی برای خرید یک منزل مسکونی یا احداث آن و یا تکمیل پروزه های مسکونی خویش اقدام به فریب دولت در جهت گرفتن وام بنگاههای زود بازده کرده است و نهایتاً به جای صرف واههایی که مبلغ آن حداقل یکصد میلیون ریال بود در جهت احداث بنگاه مورد نظر، آن را در بخش ساختمان صرف کرده است و این باعث ایجاد سونامی عظیمی در بخش قیمت مسکن و اجاره بهای مستغلات جامعه شهری ایران کرده است و حتی حوزه ارزاق عمومی را نیز از این دخالت مصون نداشته است.
… ادامه دارد …
November 24, 2009 - Posted by m_daylamy - 1 Comment
بسم رب الحسین
«مرگ چون گردنبند دختران جوان، بر گردن انسان بسته شده است»
در روزهایی به سر می بریم که نوید اجتماع بزرگ مسلمانان به دور کعبه مقصود را شاهد خواهیم بود، اما در ژرفای این اجتماع و بیش از هر چیز ندای قربانی و قربانگاه به گوش می رسد و درست است که اسماعیل نخستین قربانی تاریخ منا در راه حق بود اما گلوی پاره شده شهدای کربلا بیش از گلوی پاره نشده اسماعیل خود نمایی می کند.
همه می دانیم که در روز عرفه حجاج گرد هم جمع می شوند و دعای این روز را می خوانند، اما سال 61 هجری عرفه ای متفاوت را تجربه نمود و آن وداع غم بار سیدالشهدا با جد گرامی شان بود. قصد ندارم تاریخ را بازگو کنم، چه که دوستان همه ارباب فضائل و صاحب کمالات اند، بحث این است که چرا حسین (ع) از قاعده «یدالله مع الجماعة» عدول کرد؟ نگاهی واضح و روشن بینانه به سیره ی این امام بزرگوار نشان از آن می دهد که ایشان بر تمامی جوانب اعمال خود آگاه بودند و تمامی اعمالشان قابل دفاع است. حال سؤال این است که چه اتفاقی برای جامعه پس از پیامبر رخ می دهد که نوه ی دردانه پیامبر را با آنکه می دانند او کیست، سر می برند و اهل بیت او را به اسیری می گیرند؟ همه ما جسته و گریخته از حوادث و حواشی حادثه کربلا، قبل و بعد آن مطلعیم و می دانیم که چه اتفاقی افتاده است، اما نکته گمشده ی این میان این است که چرا این اتفاقات رخ داده است؟ چرا باید شاهد یکی از فجیع ترین قتل عام های تاریخی باشیم که در آن عده ای ولی شان را گردن بزنند؟ مسیح را مسیحیان مصلوب نکردند، حال چه می شود که مسلمانان امام خود را تشنه کام سر می برند و سر او بر نیزه می کنند؟
جامعه شناسی زمان این امام همام نشان از اوج فساد معنوی در درون تمامی لایه های اجتماعی سیاسی وقت می دهد. آری یزید غاصب خلافت بود، شراب خوار و بوزینه باز بود و در تاریخ هرچه بدی بود به وی نسبت دادند اما مسلمانان جامعه کبیر اسلامی را چه شده بود که با وی دست بیعت داده و امیرالمؤمنینش خواندند؟ چرا اسلامشان آنها را از این خطر حفظ نکرد؟ چه شد که به راستی چنین شد و در اندک مدتی پس از مرگ پیامبر (ص) جامعه اسلامی وقت چنین استحاله شد؟ عمده صاحب نظران و دین شناسان بر این باورند که اگر آسیب های اجتماعی در عمق جان هر جامعه ای رسوخ پیدا کند و معروف و منکر جابه جا شوند این اتفاق انتظاری بیهوده نیست. بیاییم رد پای این فاجعه را از دوران امام علی و امام حسن پیگیری کنیم.
پس از وفات حضرت محمد (ص) و اختلاف قدرت میان مسلمانان، خانه نشینی امام اول و خلیفه کشی ای که پس از آن امام نه به دلخواه بلکه به اجبار بر تخت خلافت تکیه می زند، حرکت اصحاب جمل به خونخواهی خلیفه مقتول و تحرکات نامیمون معاویه در شامات همه و همه نشان از دردی مزمن در داخل پیکره به ظاهر وحید جامعه اسلامی آن دوران را می داد این درد در زمان خلافت امام حسن بیشتر رخ نمود و نشان داد که یاران امام حسن از چه پتانسیل بالایی در خیانت برخوردارند؛ صلح تحمیلی ارمغان خیانت فرماندهان امام به وی برای جامعه اسلامی بود و اوج این درد در محرم سال 61 رخ می نمایاند.
در تمامی این اتفاقات ما همیشه می توانیم رد پای افراد بی بصیرت، عافیت طلب و زر دوست را به عینه مشاهده کنیم. واعظانی که حاضرند به خاطر چند دینار بیشتر دهان به فحاشی علیه امام علی باز کنند، فرماندهانی که در ازای مشتی سکه حاضر به خیانت علیه امام حسن و حتی ترور وی در پادگان فرماندهی اش می شوند و سر آخر برای مشتی غنیمت کرور کرور گرد هم در بیابانی گرد هم می آیند تا یادگار پیغمبر را تکه تکه کنند.
آری شما نیز می توانید رد پای موجودی کثیف و پدیده ای چندش آور که امروزی ها به آن رانتخواری می گویند را در این حوادث ببینید. جاییکه شما می توانید از هرم لازلو تبعیت کرده و بگویید :
«آنچه شیران را کند روبه مزاج/احتیاج است، احتیاج است، احتیاج»
با گفتن جملاتی هرچند مخالف میل تان و وانمود کردن به چیزی که نیستید از تمام مواهب یک زندگی کامل و مرفح برخوردار باشید. به وقتش دهان به فحاشی علی باز کنید، به وقتش به امام حسن خیانت کنید و زمانش که برسد حسین را سر ببرید … چه می دانم چادر بگذارید در حالیکه با آن مخالفید به عضویت گروهی درآیید در حالیکه می دانید آنها اشتباه می کنند ولی به صرف داشتن زر و زور، می خواهید کنارشان باشید.
از گفتن تمامی این جملات می خواهم به اینجا برسم که بوی فساد و رانت خوار پروری هم اکنون به مشام می رسد، دیدن افرادی که تفکر و عملشان یکصد و هشتاد درجه با هم متفاوت است. می کشند برای آنکه در موضع قدرت باقی بمانند و حتی دین نیز برای آنها دستاویزی بیش نیست.
… سلام بر حسین نخستین اصلاح طلب تاریخ.
امیر ماهان دیلمی صطله سرایی
November 14, 2009 - Posted by m_daylamy - 4 Comments

اسفندیار رحیم مشایی:
“خدا نمیتواند محور وحدت انسانها باشد، زیرا به تعداد انسانها خدا داریم.”
بله، صاحب عکس فوق یعنی علامه ی محترم، جناب مشایی عزیز در طی فرمایشاتی بی سابقه اقدام به صدور فتوایی عجیب کرده است که باعث شده است علاوه بر اسلامشان بر عقل شان نیز شک کنیم.جمله فوق نشان می دهد که ایشان از جریان مبعوث شدن حضرت محمد (ص) به پیامبری و حوادث پس از آن تاکنون اطلاعی نداشته اند و البته از تعداد بتهای آن زمان مکه در دوران جاهلی نیز بی خبرند.این اظهار نظر ایشان هم او را با یکتا پرستان و هم با بت پرستان درگیر می کند، چه که حتی اعراب دوران جاهلی نیز بیش از هشت میلیارد خدا را نمی پرستیدند. حالا با چه استدلالی آقای مشایی این حرفها را می زند؟ منتظر قضاوتها و یشنهادات شما هستیم.
September 23, 2009 - Posted by m_daylamy - 4 Comments
در روزهایی هستیم که یادآور دلاوری های مردان و زنان بی ادعایی است که با دست خالی و قلبی پاک ، دشمن تا بن دندان مسلح را شکست دادند و از کیان این مرز و بوم به بهای جان عزیزشان حفاظت کردند، … از استقلال، … از آزادی، … از جمهوری اسلامی، … .

عملیات های خیبر ، کربلا ، طریق القدس ، بیت المقدس، فتح خرمشهر، حصر آبادان، مرصاد ، والفجر و … ؛ رمزهای یا زهرا ، یا علی ، یا حسین و… .
افتخار پس از این همه سال …
غرور بعد از این همه مدت …
احساس سربلندی به خاطر گذشته …
و …
مشاهده ی یاری خدا در عین تنهایی.
صورت مسأله : ما که در طول جنگ تحریم بودیم، تمام کشورها به عراق کمک می کردند که فاصله اش با ایران را پرکند، امریکا، شوروی، امریکای لاتین، اروپا، اعراب،حتی شرق آسیا همه طرف صدام و ما با یاد خدا و دستهای خالی چشم انتظار فرج آقا امام زمان…
نفتی که خریده نمی شد یا به بهای اندک خریده می شد، نفتکشی که به تنگه ی هرمز نرسیده هدف موشکهای عراقی با مارک Made in USA و Made in USSRو … قرار می گرفت. مردمی که از دولت وقت نان می خواستند، جنگی که عفریت وار جان می خواست، و سپاهی که چشم انتظار تجهیزات بود.
چرخ اقتصادی که با تمام شکستگی اش باید می چرخید، و کشوری که با تمام نارسایی ها باید سرپا می ماند و انقلابی که باید در نونهالی اش سرپا می شد و از آرمانهایش دفاع می کرد؟
چه کسی جنگ را اداره کرد؟
چه کسی مسئول دولت وقت بود؟
چه کسی تجهیزات را برای سپاهیان اسلام فراهم آورد؟
چه کسی چرخ شکسته اقتصاد ایران را چرخاند؟
چه کسی جلوی قحطی را در بهبوحه جنگ در ایران گرفت؟
و چه کسی با تمام نونهالی انقلاب او را اداره کرد تا سرپا بایستد و از آرمانهایش دفاع کند؟
… کمی فکر کنید … میر حسین نبود؟ هم او که نخست وزیر جنگ بود،

و اینک پس از آن همه تلاش تنها دستمزدش : « سید امریکایی توهم زده و از عاملان انقلاب مخملی ».
یاد آور می شوم زمانی که خون مادران و پدرانمان مخمل سرخ خاک ایران می شد، مدعیان دفاع از ایران در برابر انقلاب مخملی کجا بودند؟ چه کار می کردند؟ به چه بهایی زندگی شان را حفظ می کردند؟

آیا آنچه پیش و پس از انتخابات دوره دهم در حق میر حسین موسوی روی داد به راستی عادلانه و منصفانه بود؟
شما قضاوت کنید؟

September 19, 2009 - Posted by m_daylamy - 8 Comments
روز جمعه، روز قدس اگر چه با روز قدس های پیش از این تفاوت پایه ای داشت که مردم ایران را در کنار فلسطین می دانستند، اما در تمام جهات برابر با روح آزادی خواهی و آزاد منشی ملت ایران بود. گرچه هجمه عظیم تبلیغاتی چه در داخل و چه در خارج از کشور واقعیت را از دیده ها دور نگه داشته است اما واقعیت ملموس در این میان مخالفت مردم ایران با هرگونه ظلم و دیکتاتوری بود. آنچه از این راهپیمایی بر می آمد نشان از همدلی تمام مردم ایران برای آزادی قدس شریف و قبل از آن ایران عزیز بود.
همه ما این باور را در قلب خویش می پرورانیم که نباید بهانه دست بیگانه داد و این را همواره رسانه دولتی ایران به انحاء مختلف بسان پتکی بر سر طرفداران آقایان موسوی و کروبی فرود می آورد، اما چیزی که واضح است آن است که آقای احمدی نژاد اولین بار در منلظره شب سیزدهم خرداد 88 این بهانه را به دست دشمن داد و حال تمام قدرت خویش را جمع کرده تا جلوی فریاد مخالفان را بگیرد که خوب نمی شود.
امیدواریم که مرجع آزادی، قدرت بازخواست از آقای احمدی نژاد را داشته باشد و ایشان را به خاطر اظهاراتشان مورد سؤال قرار دهد و اعتماد از دست رفته ی مردم ، دوباره به آنان بازگردانده شود. انشاء الله .
September 19, 2009 - Posted by m_daylamy - 1 Comment

September 18, 2009 - Posted by m_daylamy - 1 Comment
این پست به درخواست گیله لوی عزیز در این تارنما نشان داده می شود.
زیرامدیریت تارنمای بلاگفا بسته بوده است.
جمعه سبز لاهیجان
روزهای پیش از جمعه سبز، دوستی را گفتم: بمانیم یا به تهران رویم؟
پاسخم داد: بمانیم وسبزی فروشان نگه داریم که تهرانی ها آزادنه تر جنبش را به پیش برند.
آگاهی بخشی نمودیم…….
نماد: شال سبز، دستبند سبز و دسته گلی سبز با غنچه زرد؛ تا به یاد جانباختگان آزادی به آب سپاریم………
دیروز دختری گفت: شب در لاهیجان بمانیم؛ مبادا فردا راه های شهرستان ها را ببندند.
گفتم: نه! چنین نخواهند نمود.
شب به شهری دیگر ماندیم.
بامدادان؛ دیدیم خیابان بسته است و سرشار از سیب زمینی فروش دست به تیر.
رفتیم به سوی آزادراه بیرون از شهر.
سبزی فروشان در دنبال ما.
سبزی فروشی از کنارمان گذشت و گفت: آفرین شیرزنان قدس!
با خود اندیشیدم: دوهزار سیب زمینی فروش در بیم از چهاردونه دختر؟
به یاری خدا و کمک پسری جوان ؛ خود را به لاهیجان رساندیم.
سبزها و سیب زمینی فروش ها همه سبز پوشیده بودند.
گرچه کم بودیم! بودیم………
شگفت اینکه: لباس سیب زمینی فروش ها سراپا تازی گشته بود. تازیانی سبز.
گل های خویش را به یاد جانباختگان آزادی به دریاچه لاهیجان سپردیم………
تا چه قبول افتد؟
September 15, 2009 - Posted by m_daylamy - 0 Comments
به نام یگانه دادرس بی همتا
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت / آری به اتفاق جهان می توان گرفت
حافظ چو آب لطف ز نظم تو میچکد / حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت
حدود دو ماه است که انتخابات ریاست جمهوری ایران به پایان رسیده است و پس از آن سران اصلاح یک به یک به دادگاه کشیده شده اند و سخنرانیهای متعدد عالیرتبه ترین مقام ایران مبنی بر اینکه تعدادی از نخبه گان در این آزمون بزرگ ( انتخابات ریاست جمهوری ایران ) مردود شده اند.
نظر به اینکه مدتی است انتخابات ایران به پایان رسیده است لذا بررسی حوادث قبل وبعد از آن خالی از لطف نمی نماید تا هم به واکاوی این مسئله پرداخته شود و هم نقاط تاریک این اتفاقات روشن شود تا با واکاوی این مسائل از تکرار اشتباه در آینده جلوگیری شود. پس با طرح سه پیش فرض بدیهی از دین مقدس اسلام و حقوق بررسی را شروع می کنیم.
بداحتاً عرض می گردد که در شرع مقدس اسلام آمده است که برای انجام کار خیر نباید به ابزاری سوای آنچه مورد نیاز خیر است متوسل گردید. به عنوان مثال نمی توان از مال مسروغه یا مالی که غصب شده است صدقه و یا هدیه داد و یا وقف و مانند اینها انجام داد، چرا که بنا به دستور خداوند متعال در قرآن کریم هدف خیر باید از مسیر خیر به سر انجام رسد. پس قاعده کلی که از این مثالها استخراج می شود این است که «هدف وسیله را توجیح نمی کند.»
ثانیاً در همان شرع مقدس معیار سنجش اعمال فرد به عناوین متفاوت محصور است به کتاب، سنت و احادیث نبوی و ائمه معصومین (ع) که می توان عیار خلوص اعمال افراد را از طریق انطباق این اعمال بر آن معیارها به دست آورد.
و ثالثاً قانون هر کشور معین می کند که هر مقام مسئولی چگونه باید رفتار کند و از چه طریق می تواند آنچه را در نظر دارد به سر آنجام رساند. مطمئناً توضیح در این مورد باعث ارتباط دسته های فوق به یکدیگر شده و نقاط ابهام آمیز قضیه را واضح می کند.
در روز های اخیر خبری را روزنامه ها و تریبون های طیف رایحه ی خوش خدمت منتشر کرده اند که آیت ا… صانعی در سخنرانی خود در گرگان به شخص آقای احمدی نژاد توهین کرده است و به ایشان نسبت حرامزاده داده اند و خبری نیز از طرف دفتر آقای احمدی نژاد مبنی بر شکایت از آقای صانعی در روزنامه ها منتشر شده است. ابتدا باید بگویم که اگر کسی متن سخنرانی را تاکنون نخوانده است، می تواند آن را بر روی سایت رجا نیوز بخواند؛ آیت ا… صانعی در میان سخنرانی خود داستانی را تعریف می کند که انتهای آن داستان به جمله ی « عوام فريبي مي كنند بعضي از اين آقايان. گفت بله امام زمان را مي بيند از حرامزادگي اش دروغ مي گويد .» ختم می شود و در پایان سخنرانی نیز ایشان این جمله را تکرار می کنند: « او از حرامزادگي اش است دروغ مي گويد والا امام زمان را مي بيند. » اولاً باید بگوییم که ایشان از کسی اسمی نبرده اند و هیچ توهین مستقیمی به شخص خاصی نبوده است، ثانیاً استناد طرفداران آقای احمدی نژاد به جملات ماقبل آن جمله بازهم چیزی را تغییر نمی دهد. جملات ماقبل آن بدین قرار است : « … در مقابل 200ميليون بگويد كه آخوندها بچه هايشان دزدند خودشان هم دزدند 30 سال دزدي شده است. اين چه حكومت تشيعي است كه 30 سال دزدي شده است؟ تازه حالا فهميدند حالا البته پول و دلارها مي رود تركيه و تكذيب مي شود من نمي دانم. به هرحال تشيع را نسبت دزدي مي برند، اينها افترا است اينها تعزير دارد حق ندارد به يك كس معلومي بگويد آقا تو دزدي آن هم در مقابل 200 ميليون بيننده مگر كسي حق دارد هر حرفي را بزند. بله كلي مانعي ندارد. يك عده اي در نظام دزدي كرده اند. برويد ببينيد اما اين افترا اين تعزير دارد گوینده اش اگر سوگند خورده است در مجلس كه احترام مردم را حفظ كند حنث قسم كرده است. چون مي دانيد در مجلس در مقابل قرآن به خدا سوگند مي خورند اين هم كفاره دارد هم حنثش معصيت كبيره است. آن وقت دوباره روز از نو روزي از نو. او از حرامزادگي اش است دروغ مي گويد والا امام زمان را مي بيند . » ما که در ذهن اشخاص نیستیم تا افکار آنها را بررسی کنیم و ثانیاً مرجع ضمیر او در سخنرانی ایشان نامعلوم است. بحث اینست که آیا تعداد اشخاصی که در دنیا یا حتی در ایران دروغ می گویند و ادعای دیدن امام زمان را دارند، مشخص و معلوم است؟ مگر آقای احمدی نژاد ادعای دیدن امام زمان را دارد؟ هیچ دلیل متقن و فقهی مشخصی وجود ندارد که جملات آقای صانعی را به آقای احمدی نژاد مرتبط سازد. در ثانی باید گفت که نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز سوگندی تقریباً مشابه آنچه رییس جمهور در مجلس یاد می کند را یا می کنند، که متن آن بدین شرح است:
بسم الله الحمن الرحیم
« من در برابر قرآن مجید، به خدای قادر متعال سوگند یاد می کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می نمایم که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دست آوردهای انقلاب اسلامی ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم، ودیعه ای را که ملت به ما سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنم و در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوا را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پایبند باشم، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفته ها و نوشته ها و اظهار نظرها، استقلال کشور و آزادی مردم و تأمین مصالح آنها را مد نظر داشته باشم.»
پر واضح است که نمایندگان مجلس و رییس جمهور متنی مشابه هم را می خوانند که گرچه از لحاظ لغات به کار برده شده اندکی متفاوت می نمایاند اما در مفهوم مطابقت بسیار زیادی را در پی دارد. حال سؤال این است که آقای احمدی نژاد از کجا می دانستند که روی سخن آیت الله صانعی با وی است؟ در قانون کلاً تفسیر موسع اگر به نفع متهم باشد منعی ندارد اما اگر به ضرر وی باشد ممنوع است و اصل بر تفسیر مضیّق است. با این پیش زمینه ی بدیهی حقوقی این سؤال مطرح می شود که حالا ما متن سخنرانی آقای صانعی را بر علیه کدامیک از نمایندگان مجلس یا رییس جمهور حمل کنیم؟ ایشان که در سخنرانی خویش اسمی از کسی نبرده اند و عداد شمول افرادی که مشمول سخنان ایشان است بیش از یک نفر می باشد. از این در گذشته حتی اگر عداد شمول منحصر به فرد بود نیز دلالتی دیده نمی شود، زیرا در عبارت «… گوینده اش اگر سوگند خورده است در مجلس كه احترام مردم را حفظ كند حنث قسم كرده است. …» لفظ « گوینده اش » دلالت بر فرد مشخص ندارد و لفظ « اگر »که پس از لفظ « گوینده اش » آمده است از ادات شرط است و جمله را شرطی می کند به این معنی « که اگر کسی در مجلس سوگند یاد کند که احترام مردم را نگه دارد و حنث قسم کرده است. » و به عقیده ما این شرطی شدن انحصار جمله به زمانی خاص را دفع می کند و باعث تبادر هر زمان به ذهن می شود که النهایه این معنی در جمله فوق متبادر است: « در هر زمانی اگر کسی در مجلس سوگند یاد کند که احترام مردم را نگه داردو حنث قسم کرده است، … .»
پر واضح است که آیت الله صانعی به شخصی توهین نکرده است و جمله انتهایی سخنرانی اش با جملات ماقبل آن کاملاً متفاوت و جدا از لحاظ معناست و هیچ قرابت معنایی ای در بین جمله انتهایی و جملات ماقبل آن که به صورت شرطی بیان شده است دیده نمی شود. حال که تا اینجا آمده ایم بد نیست که کمی هم در مورد متن مناظره آقای احمدی نژاد در شب سیزدهم نظری بیافکنیم؛ ایشان در شب سیزدهم در بخشی از مناظره شان گفتند : « … راجع به یک کسی می گویید که صدها میلیارد! من نمی دانم واقعاً، یکی بوده که فرمانده لشکر بوده بعد در دوره آقای هاشمی و خاتمی رفته توی کار اقتصادی پولدار شده، زمانی که پولدار بود من به او گفتم بگذار کناربیا توی دولت، آمد.اما جناب آقای موسوی، بسیاری از مدیران شما و آقای هاشمی دست خالی آمدند و با یک امتیاز دلار هفت تومانی یا واردات صادرات، میلیاردرشدند، آقای صفایی فراهانی مدیر دولت شماست، از دولت شما پولدار شده، فهرست بلندی است، من نمی خواهم اینجا اسم ببرم، شما می گویید میلیاردر شدند، پسران آقای هاشمی چه کار می کنند در کشور؟ کدام یکی از وزرای بنده در دوره ی وزارتشون میلیاردر شدند یا رانتی را خوردند یا میلیاردر شدند؟ من فهرستی دارم از زمینهایی که مدیران گرفتند. براتون بخونم، 40 هکتار، 50 هکتار، 80 هکتار، 400 هکتار، در دوره ی واگذاری، بیشترین مشکلات ما در کارگاهها مال واگذاری های قبل از این دولت است، چه کسانی گرفته اند؟کسانی که الآن داردن از جناب عالی حمایت می کنند، این هزینه سنگین تبلیغاتی شما دارد از کجا می آید؟ آقای موسوی من دوست دارم شما را این چه نحوه ی هزینه کردن است؟ از کجا می آید؟ یک مورد رشت الکتریک، بدون هیچگونه مزایده ای دادند به دوستان جناب آقای کرباسچی، همسر آقای کرباسچی، همسر آقای ….[ اسم ناخوانا است]،کارخانه را از بیخ تراشیدند، زمینش را بفروشند و دهها مورد اینطور، 400 هکتار زمین در هرمزگان گرفتند، مردم برای 2 هکتار که چهارتا جوان بروند سرکار لنگ اند، بی قانونی اینهاست، جناب آقای موسوی اِستاد اویل ( estad oil) بی قانونیست، که طرف می آید اینجا محاکمه مشود، محکوم می شود، از زندان فراری داده می شود می رود خارج …. [این تکه ناخوانا است] پسر آقای هاشمی است، بی قانونی در پسران بعضی از این آقایان است که امروز از شما حمایت می کنند، پسر اقای ناطق چطوری میلیاردر شده؟ خود آقای ناطق چه طوری دارد زندگی می کند؟ اینها حامیان شما هستند، بی قانونی اینهاست جناب آقای موسوی … »
با همان سنگ محکی که سخنان آیت الله صانعی را با آن سنجیدیم، سخنان آقای احمدی نژاد را می سنجیم؛ ایشان در بخشهای قهوه ای سخنان شان ابتدا به ایجاد مقدمه چینی پرداخته و مطالبی کلی را بیان کرده اند و در قسمت قرمز رنگ سخنان خود مستقیماً افرادی را مورد اتهام قرار داده اند که از نظر هیچ دادگاهی مجرم نبودند یا لااقل در هیچ دادگاهی جرمشان به اثبات نرسیده است. خوب آیا این نقض آشکار قانون اساسی و حنث بلا تردید سوگند ریاست جمهوری نیست؟ آیا ایشان به مناسبت این عمل مجرمانه ی خویش مستحق کیفر و عقاب از طرف دستگاه قضا نبودند؟ شاید عقاب ای شخص در آن روزها که مردم گرم تبلیغات بودند و هنوز اتفاقی رخ نداده بود جلوی تمام اتفاقات پس از آن را می گرفت.
ما نمی خواهیم با این کلاممان سخنان خویش را در مورد آقای صانعی مخدوش کنیم و این برهان نیز بدین معنا نمی باشد اما لازم به ذکر است که قانون کن نه می تواند رییس جمهور شود و نه می تواند برای این پست کاندیدا شود.
حال این سؤال پیش می آید که برای متن سخنرانی آقای صانعی که معلوم نیست به چه کسی اشاره دارد، آقای احمدی نژاد شکوایه تنظیم می کند و روزنامه های حامی ایشان نی با یک هجمه تبلیغاتی این مسئله را چنان بزرگ می کنند که گویی اینگونه بوده است ولی کسی برای آن دهان کجی آشکار به قانون اساسی و دیگر قوانین ایران برای آقای احمدی نژاد حتی یک نامه اعتراض نمی نویسد و طرفداران ایشان در حکومت لقب « مناظره تاریخی » به آن مناظره کذایی می دهند. این ترجیح بلا مرجح و این سیاست یک بام و دو هوا از چه بابت است و ریشه در چه دارد؟
کسی که متن سخنرانی آقای صانعی راخوانده باشد یا سخنرانی معظم له را شنیده باشد و همچنین مناظره آقایان موسوی و احمدی نژاد را شنیده باشد خواهد فهمید که توهین و بی حرمتی بی شائبه ای در صحبت های آقای احمدی نژاد موج می زند که در سخنرانی آقای صانعی دیده نمی شود. چرا دیوان عالی کشور آقای احمدی نژاد را به مناسبت این کیفر موأخذه نکرد؟ و چرا شورای نگهبان قانون اساسی که خود را مرجع واحد بررسی قانونی قبل، حین و پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران می داند سکوت کامل اختیار می کند و پس از انتخابات نیز در دفاع از دولت، کسانی را که قصد یک راهپیمایی اعتراض آمیز را داشتند مورد هجوم قرار می دهد؟ چرا برای طیف طرفدار دولت در روز 25/3/88 مجوز برای راهپیمایی که به دعوت قاسم روانبخش، سردبیر روزنامه پرتو سخن، برای همان روز صادر می شود که از قضا استقبال هم نمی شود و آیت الله استادی نیز در خطبه های نماز جمعه پس از آن از آن حرکت انتقاد می کند و از شرکت کنندگان در آن راهپیمایی می خواهد که استغفار کنند، ولی برای راهپیمایی سکوت طیف حامی آقای موسوی باید از یک هفته جلوتر نوبت گرفت و آن هم اگر وزارت کشور به این نتیجه برسد و گرنه هیچ؟

این یک بام و دو هوایی به چه سبب است؟ چرا برای آقای احمدی نژاد و طرفدارانش بی قانونی عین قانون است و مخالفانش مجبور به اطاعت از قانونی هستند که خود رییس جمهور از آن اطاعت نمی کند؟ اگر بی قانونی است و قبح آن نیز ریخته است، این را می توان در عمل خود آقای احمدی نژاد مشاهده کرد. این چیز عجیبی نیست، خو ایشان مروج بی قانونی در جامعه بوده اند و حالا اگر بی قانونی ای شده باشد که نشده ( آن گونه که در بالا توضیح داده شد ) دامن خود ایشان را گرفته است و ایشان به جای دلخوری از آقای صانعی باید به این فکر کنند که :
گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست
دادگاهی که دیروز پنجمین جلسه آن گذشت نمونه ای دیگر از عملکرد اشتباه طیف حاکم است که پس از چهار جلسه با چرخشی 180 درجه ای اقدام تغییر شکلی رویه برگزاری دادگاه عوامل اغتشاشات اخیر را کرده اند، این عمل نابخردانه نیز روزی گریبان شان را خواهد گرفت.
در حوادثی که گذشت عیار درستی و صداقت دولت خدمتگزار و دستگاه عدالت سنجیده شد و چه بد آزمونی برایشان بود که از آن مردود خارج شدند. این حوادث اگرچه جانکاه و غم بار بود اما بازهم می توان لطف الهی را در آن مشاهده کرد، که به قول عقیله بنی هاشم، ام المصائب حضرت زینب کبری (س) که در جواب سؤال کربلا را چگون دیدی؟ دشمان اسلام فرمودند : « ما رأیت الا جمیلا. »
ما نیز به تأسی از ایشان در جواب آن سؤال که از ما بپرسند: « خرداد و پس از آن را چگونه دیدید » خواهیم گفت : « ما رأیت الا جمیلا. » و رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند و باطل خواهد رفت که به نقل از معصومین (ع) آمده است:
« الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم »
« حکومت با کفر باقی می ماند ولی با ظلم نه »
والسلام علی عبادالله صالحین
بیست و پنجم شهر رمضان المبارک سنه ی یکهزار و چهارصد و سی هجری قمری
امیر ماهان دیلمی صطله سرایی
. متن کامل سوگند ریاست جمهوری در مقاله ی « شب سیزدهم » به قلم راقم سطور آمده است و خوانندگان می توانند خو به قضاوت بنشینند.