November 14, 2009 - Posted by m_daylamy - 4 Comments

اسفندیار رحیم مشایی:
“خدا نمیتواند محور وحدت انسانها باشد، زیرا به تعداد انسانها خدا داریم.”
بله، صاحب عکس فوق یعنی علامه ی محترم، جناب مشایی عزیز در طی فرمایشاتی بی سابقه اقدام به اصدار فتوایی عجیب داده است که باعث شده است علاوه بر اسلامشان بر عقل شان نیز شک کنیم.جمله فوق نشان می دهد که ایشان از جریان مبعوث شدن حضرت محمد (ص) به پیامبری و حوادث پس از آن تاکنون اطلاعی نداشته اند و البته از تعداد بتهای آن زمان مکه در دوران جاهلی نیز بی خبرند.این اظهار نظر هم او را با یکتا پرستان و هم بت پرستان درگیر می کند، چه که حتی اعراب دوران جاهلی نیز بیش از هشت میلیارد خدا را نمی پرستیدند. حالا با چه استدلالی آقای مشایی این حرفها را می زند؟ منتظر قضاوتها و یشنهادات شما هستیم.
September 23, 2009 - Posted by m_daylamy - 4 Comments
در روزهایی هستیم که یادآور دلاوری های مردان و زنان بی ادعایی است که با دست خالی و قلبی پاک ، دشمن تا بن دندان مسلح را شکست دادند و از کیان این مرز و بوم به بهای جان عزیزشان حفاظت کردند، … از استقلال، … از آزادی، … از جمهوری اسلامی، … .

عملیات های خیبر ، کربلا ، طریق القدس ، بیت المقدس، فتح خرمشهر، حصر آبادان، مرصاد ، والفجر و … ؛ رمزهای یا زهرا ، یا علی ، یا حسین و… .
افتخار پس از این همه سال …
غرور بعد از این همه مدت …
احساس سربلندی به خاطر گذشته …
و …
مشاهده ی یاری خدا در عین تنهایی.
صورت مسأله : ما که در طول جنگ تحریم بودیم، تمام کشورها به عراق کمک می کردند که فاصله اش با ایران را پرکند، امریکا، شوروی، امریکای لاتین، اروپا، اعراب،حتی شرق آسیا همه طرف صدام و ما با یاد خدا و دستهای خالی چشم انتظار فرج آقا امام زمان…
نفتی که خریده نمی شد یا به بهای اندک خریده می شد، نفتکشی که به تنگه ی هرمز نرسیده هدف موشکهای عراقی با مارک Made in USA و Made in USSRو … قرار می گرفت. مردمی که از دولت وقت نان می خواستند، جنگی که عفریت وار جان می خواست، و سپاهی که چشم انتظار تجهیزات بود.
چرخ اقتصادی که با تمام شکستگی اش باید می چرخید، و کشوری که با تمام نارسایی ها باید سرپا می ماند و انقلابی که باید در نونهالی اش سرپا می شد و از آرمانهایش دفاع می کرد؟
چه کسی جنگ را اداره کرد؟
چه کسی مسئول دولت وقت بود؟
چه کسی تجهیزات را برای سپاهیان اسلام فراهم آورد؟
چه کسی چرخ شکسته اقتصاد ایران را چرخاند؟
چه کسی جلوی قحطی را در بهبوحه جنگ در ایران گرفت؟
و چه کسی با تمام نونهالی انقلاب او را اداره کرد تا سرپا بایستد و از آرمانهایش دفاع کند؟
… کمی فکر کنید … میر حسین نبود؟ هم او که نخست وزیر جنگ بود،

و اینک پس از آن همه تلاش تنها دستمزدش : « سید امریکایی توهم زده و از عاملان انقلاب مخملی ».
یاد آور می شوم زمانی که خون مادران و پدرانمان مخمل سرخ خاک ایران می شد، مدعیان دفاع از ایران در برابر انقلاب مخملی کجا بودند؟ چه کار می کردند؟ به چه بهایی زندگی شان را حفظ می کردند؟

آیا آنچه پیش و پس از انتخابات دوره دهم در حق میر حسین موسوی روی داد به راستی عادلانه و منصفانه بود؟
شما قضاوت کنید؟

September 19, 2009 - Posted by m_daylamy - 8 Comments
روز جمعه، روز قدس اگر چه با روز قدس های پیش از این تفاوت پایه ای داشت که مردم ایران را در کنار فلسطین می دانستند، اما در تمام جهات برابر با روح آزادی خواهی و آزاد منشی ملت ایران بود. گرچه هجمه عظیم تبلیغاتی چه در داخل و چه در خارج از کشور واقعیت را از دیده ها دور نگه داشته است اما واقعیت ملموس در این میان مخالفت مردم ایران با هرگونه ظلم و دیکتاتوری بود. آنچه از این راهپیمایی بر می آمد نشان از همدلی تمام مردم ایران برای آزادی قدس شریف و قبل از آن ایران عزیز بود.
همه ما این باور را در قلب خویش می پرورانیم که نباید بهانه دست بیگانه داد و این را همواره رسانه دولتی ایران به انحاء مختلف بسان پتکی بر سر طرفداران آقایان موسوی و کروبی فرود می آورد، اما چیزی که واضح است آن است که آقای احمدی نژاد اولین بار در منلظره شب سیزدهم خرداد 88 این بهانه را به دست دشمن داد و حال تمام قدرت خویش را جمع کرده تا جلوی فریاد مخالفان را بگیرد که خوب نمی شود.
امیدواریم که مرجع آزادی، قدرت بازخواست از آقای احمدی نژاد را داشته باشد و ایشان را به خاطر اظهاراتشان مورد سؤال قرار دهد و اعتماد از دست رفته ی مردم ، دوباره به آنان بازگردانده شود. انشاء الله .
September 18, 2009 - Posted by m_daylamy - 1 Comment
این پست به درخواست گیله لوی عزیز در این تارنما نشان داده می شود.
زیرامدیریت تارنمای بلاگفا بسته بوده است.
جمعه سبز لاهیجان
روزهای پیش از جمعه سبز، دوستی را گفتم: بمانیم یا به تهران رویم؟
پاسخم داد: بمانیم وسبزی فروشان نگه داریم که تهرانی ها آزادنه تر جنبش را به پیش برند.
آگاهی بخشی نمودیم…….
نماد: شال سبز، دستبند سبز و دسته گلی سبز با غنچه زرد؛ تا به یاد جانباختگان آزادی به آب سپاریم………
دیروز دختری گفت: شب در لاهیجان بمانیم؛ مبادا فردا راه های شهرستان ها را ببندند.
گفتم: نه! چنین نخواهند نمود.
شب به شهری دیگر ماندیم.
بامدادان؛ دیدیم خیابان بسته است و سرشار از سیب زمینی فروش دست به تیر.
رفتیم به سوی آزادراه بیرون از شهر.
سبزی فروشان در دنبال ما.
سبزی فروشی از کنارمان گذشت و گفت: آفرین شیرزنان قدس!
با خود اندیشیدم: دوهزار سیب زمینی فروش در بیم از چهاردونه دختر؟
به یاری خدا و کمک پسری جوان ؛ خود را به لاهیجان رساندیم.
سبزها و سیب زمینی فروش ها همه سبز پوشیده بودند.
گرچه کم بودیم! بودیم………
شگفت اینکه: لباس سیب زمینی فروش ها سراپا تازی گشته بود. تازیانی سبز.
گل های خویش را به یاد جانباختگان آزادی به دریاچه لاهیجان سپردیم………
تا چه قبول افتد؟
September 15, 2009 - Posted by m_daylamy - 0 Comments
به نام یگانه دادرس بی همتا
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت / آری به اتفاق جهان می توان گرفت
حافظ چو آب لطف ز نظم تو میچکد / حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت
حدود دو ماه است که انتخابات ریاست جمهوری ایران به پایان رسیده است و پس از آن سران اصلاح یک به یک به دادگاه کشیده شده اند و سخنرانیهای متعدد عالیرتبه ترین مقام ایران مبنی بر اینکه تعدادی از نخبه گان در این آزمون بزرگ ( انتخابات ریاست جمهوری ایران ) مردود شده اند.
نظر به اینکه مدتی است انتخابات ایران به پایان رسیده است لذا بررسی حوادث قبل وبعد از آن خالی از لطف نمی نماید تا هم به واکاوی این مسئله پرداخته شود و هم نقاط تاریک این اتفاقات روشن شود تا با واکاوی این مسائل از تکرار اشتباه در آینده جلوگیری شود. پس با طرح سه پیش فرض بدیهی از دین مقدس اسلام و حقوق بررسی را شروع می کنیم.
بداحتاً عرض می گردد که در شرع مقدس اسلام آمده است که برای انجام کار خیر نباید به ابزاری سوای آنچه مورد نیاز خیر است متوسل گردید. به عنوان مثال نمی توان از مال مسروغه یا مالی که غصب شده است صدقه و یا هدیه داد و یا وقف و مانند اینها انجام داد، چرا که بنا به دستور خداوند متعال در قرآن کریم هدف خیر باید از مسیر خیر به سر انجام رسد. پس قاعده کلی که از این مثالها استخراج می شود این است که «هدف وسیله را توجیح نمی کند.»
ثانیاً در همان شرع مقدس معیار سنجش اعمال فرد به عناوین متفاوت محصور است به کتاب، سنت و احادیث نبوی و ائمه معصومین (ع) که می توان عیار خلوص اعمال افراد را از طریق انطباق این اعمال بر آن معیارها به دست آورد.
و ثالثاً قانون هر کشور معین می کند که هر مقام مسئولی چگونه باید رفتار کند و از چه طریق می تواند آنچه را در نظر دارد به سر آنجام رساند. مطمئناً توضیح در این مورد باعث ارتباط دسته های فوق به یکدیگر شده و نقاط ابهام آمیز قضیه را واضح می کند.
در روز های اخیر خبری را روزنامه ها و تریبون های طیف رایحه ی خوش خدمت منتشر کرده اند که آیت ا… صانعی در سخنرانی خود در گرگان به شخص آقای احمدی نژاد توهین کرده است و به ایشان نسبت حرامزاده داده اند و خبری نیز از طرف دفتر آقای احمدی نژاد مبنی بر شکایت از آقای صانعی در روزنامه ها منتشر شده است. ابتدا باید بگویم که اگر کسی متن سخنرانی را تاکنون نخوانده است، می تواند آن را بر روی سایت رجا نیوز بخواند؛ آیت ا… صانعی در میان سخنرانی خود داستانی را تعریف می کند که انتهای آن داستان به جمله ی « عوام فريبي مي كنند بعضي از اين آقايان. گفت بله امام زمان را مي بيند از حرامزادگي اش دروغ مي گويد .» ختم می شود و در پایان سخنرانی نیز ایشان این جمله را تکرار می کنند: « او از حرامزادگي اش است دروغ مي گويد والا امام زمان را مي بيند. » اولاً باید بگوییم که ایشان از کسی اسمی نبرده اند و هیچ توهین مستقیمی به شخص خاصی نبوده است، ثانیاً استناد طرفداران آقای احمدی نژاد به جملات ماقبل آن جمله بازهم چیزی را تغییر نمی دهد. جملات ماقبل آن بدین قرار است : « … در مقابل 200ميليون بگويد كه آخوندها بچه هايشان دزدند خودشان هم دزدند 30 سال دزدي شده است. اين چه حكومت تشيعي است كه 30 سال دزدي شده است؟ تازه حالا فهميدند حالا البته پول و دلارها مي رود تركيه و تكذيب مي شود من نمي دانم. به هرحال تشيع را نسبت دزدي مي برند، اينها افترا است اينها تعزير دارد حق ندارد به يك كس معلومي بگويد آقا تو دزدي آن هم در مقابل 200 ميليون بيننده مگر كسي حق دارد هر حرفي را بزند. بله كلي مانعي ندارد. يك عده اي در نظام دزدي كرده اند. برويد ببينيد اما اين افترا اين تعزير دارد گوینده اش اگر سوگند خورده است در مجلس كه احترام مردم را حفظ كند حنث قسم كرده است. چون مي دانيد در مجلس در مقابل قرآن به خدا سوگند مي خورند اين هم كفاره دارد هم حنثش معصيت كبيره است. آن وقت دوباره روز از نو روزي از نو. او از حرامزادگي اش است دروغ مي گويد والا امام زمان را مي بيند . » ما که در ذهن اشخاص نیستیم تا افکار آنها را بررسی کنیم و ثانیاً مرجع ضمیر او در سخنرانی ایشان نامعلوم است. بحث اینست که آیا تعداد اشخاصی که در دنیا یا حتی در ایران دروغ می گویند و ادعای دیدن امام زمان را دارند، مشخص و معلوم است؟ مگر آقای احمدی نژاد ادعای دیدن امام زمان را دارد؟ هیچ دلیل متقن و فقهی مشخصی وجود ندارد که جملات آقای صانعی را به آقای احمدی نژاد مرتبط سازد. در ثانی باید گفت که نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز سوگندی تقریباً مشابه آنچه رییس جمهور در مجلس یاد می کند را یا می کنند، که متن آن بدین شرح است:
بسم الله الحمن الرحیم
« من در برابر قرآن مجید، به خدای قادر متعال سوگند یاد می کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می نمایم که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دست آوردهای انقلاب اسلامی ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم، ودیعه ای را که ملت به ما سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنم و در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوا را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پایبند باشم، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفته ها و نوشته ها و اظهار نظرها، استقلال کشور و آزادی مردم و تأمین مصالح آنها را مد نظر داشته باشم.»
پر واضح است که نمایندگان مجلس و رییس جمهور متنی مشابه هم را می خوانند که گرچه از لحاظ لغات به کار برده شده اندکی متفاوت می نمایاند اما در مفهوم مطابقت بسیار زیادی را در پی دارد. حال سؤال این است که آقای احمدی نژاد از کجا می دانستند که روی سخن آیت الله صانعی با وی است؟ در قانون کلاً تفسیر موسع اگر به نفع متهم باشد منعی ندارد اما اگر به ضرر وی باشد ممنوع است و اصل بر تفسیر مضیّق است. با این پیش زمینه ی بدیهی حقوقی این سؤال مطرح می شود که حالا ما متن سخنرانی آقای صانعی را بر علیه کدامیک از نمایندگان مجلس یا رییس جمهور حمل کنیم؟ ایشان که در سخنرانی خویش اسمی از کسی نبرده اند و عداد شمول افرادی که مشمول سخنان ایشان است بیش از یک نفر می باشد. از این در گذشته حتی اگر عداد شمول منحصر به فرد بود نیز دلالتی دیده نمی شود، زیرا در عبارت «… گوینده اش اگر سوگند خورده است در مجلس كه احترام مردم را حفظ كند حنث قسم كرده است. …» لفظ « گوینده اش » دلالت بر فرد مشخص ندارد و لفظ « اگر »که پس از لفظ « گوینده اش » آمده است از ادات شرط است و جمله را شرطی می کند به این معنی « که اگر کسی در مجلس سوگند یاد کند که احترام مردم را نگه دارد و حنث قسم کرده است. » و به عقیده ما این شرطی شدن انحصار جمله به زمانی خاص را دفع می کند و باعث تبادر هر زمان به ذهن می شود که النهایه این معنی در جمله فوق متبادر است: « در هر زمانی اگر کسی در مجلس سوگند یاد کند که احترام مردم را نگه داردو حنث قسم کرده است، … .»
پر واضح است که آیت الله صانعی به شخصی توهین نکرده است و جمله انتهایی سخنرانی اش با جملات ماقبل آن کاملاً متفاوت و جدا از لحاظ معناست و هیچ قرابت معنایی ای در بین جمله انتهایی و جملات ماقبل آن که به صورت شرطی بیان شده است دیده نمی شود. حال که تا اینجا آمده ایم بد نیست که کمی هم در مورد متن مناظره آقای احمدی نژاد در شب سیزدهم نظری بیافکنیم؛ ایشان در شب سیزدهم در بخشی از مناظره شان گفتند : « … راجع به یک کسی می گویید که صدها میلیارد! من نمی دانم واقعاً، یکی بوده که فرمانده لشکر بوده بعد در دوره آقای هاشمی و خاتمی رفته توی کار اقتصادی پولدار شده، زمانی که پولدار بود من به او گفتم بگذار کناربیا توی دولت، آمد.اما جناب آقای موسوی، بسیاری از مدیران شما و آقای هاشمی دست خالی آمدند و با یک امتیاز دلار هفت تومانی یا واردات صادرات، میلیاردرشدند، آقای صفایی فراهانی مدیر دولت شماست، از دولت شما پولدار شده، فهرست بلندی است، من نمی خواهم اینجا اسم ببرم، شما می گویید میلیاردر شدند، پسران آقای هاشمی چه کار می کنند در کشور؟ کدام یکی از وزرای بنده در دوره ی وزارتشون میلیاردر شدند یا رانتی را خوردند یا میلیاردر شدند؟ من فهرستی دارم از زمینهایی که مدیران گرفتند. براتون بخونم، 40 هکتار، 50 هکتار، 80 هکتار، 400 هکتار، در دوره ی واگذاری، بیشترین مشکلات ما در کارگاهها مال واگذاری های قبل از این دولت است، چه کسانی گرفته اند؟کسانی که الآن داردن از جناب عالی حمایت می کنند، این هزینه سنگین تبلیغاتی شما دارد از کجا می آید؟ آقای موسوی من دوست دارم شما را این چه نحوه ی هزینه کردن است؟ از کجا می آید؟ یک مورد رشت الکتریک، بدون هیچگونه مزایده ای دادند به دوستان جناب آقای کرباسچی، همسر آقای کرباسچی، همسر آقای ….[ اسم ناخوانا است]،کارخانه را از بیخ تراشیدند، زمینش را بفروشند و دهها مورد اینطور، 400 هکتار زمین در هرمزگان گرفتند، مردم برای 2 هکتار که چهارتا جوان بروند سرکار لنگ اند، بی قانونی اینهاست، جناب آقای موسوی اِستاد اویل ( estad oil) بی قانونیست، که طرف می آید اینجا محاکمه مشود، محکوم می شود، از زندان فراری داده می شود می رود خارج …. [این تکه ناخوانا است] پسر آقای هاشمی است، بی قانونی در پسران بعضی از این آقایان است که امروز از شما حمایت می کنند، پسر اقای ناطق چطوری میلیاردر شده؟ خود آقای ناطق چه طوری دارد زندگی می کند؟ اینها حامیان شما هستند، بی قانونی اینهاست جناب آقای موسوی … »
با همان سنگ محکی که سخنان آیت الله صانعی را با آن سنجیدیم، سخنان آقای احمدی نژاد را می سنجیم؛ ایشان در بخشهای قهوه ای سخنان شان ابتدا به ایجاد مقدمه چینی پرداخته و مطالبی کلی را بیان کرده اند و در قسمت قرمز رنگ سخنان خود مستقیماً افرادی را مورد اتهام قرار داده اند که از نظر هیچ دادگاهی مجرم نبودند یا لااقل در هیچ دادگاهی جرمشان به اثبات نرسیده است. خوب آیا این نقض آشکار قانون اساسی و حنث بلا تردید سوگند ریاست جمهوری نیست؟ آیا ایشان به مناسبت این عمل مجرمانه ی خویش مستحق کیفر و عقاب از طرف دستگاه قضا نبودند؟ شاید عقاب ای شخص در آن روزها که مردم گرم تبلیغات بودند و هنوز اتفاقی رخ نداده بود جلوی تمام اتفاقات پس از آن را می گرفت.
ما نمی خواهیم با این کلاممان سخنان خویش را در مورد آقای صانعی مخدوش کنیم و این برهان نیز بدین معنا نمی باشد اما لازم به ذکر است که قانون کن نه می تواند رییس جمهور شود و نه می تواند برای این پست کاندیدا شود.
حال این سؤال پیش می آید که برای متن سخنرانی آقای صانعی که معلوم نیست به چه کسی اشاره دارد، آقای احمدی نژاد شکوایه تنظیم می کند و روزنامه های حامی ایشان نی با یک هجمه تبلیغاتی این مسئله را چنان بزرگ می کنند که گویی اینگونه بوده است ولی کسی برای آن دهان کجی آشکار به قانون اساسی و دیگر قوانین ایران برای آقای احمدی نژاد حتی یک نامه اعتراض نمی نویسد و طرفداران ایشان در حکومت لقب « مناظره تاریخی » به آن مناظره کذایی می دهند. این ترجیح بلا مرجح و این سیاست یک بام و دو هوا از چه بابت است و ریشه در چه دارد؟
کسی که متن سخنرانی آقای صانعی راخوانده باشد یا سخنرانی معظم له را شنیده باشد و همچنین مناظره آقایان موسوی و احمدی نژاد را شنیده باشد خواهد فهمید که توهین و بی حرمتی بی شائبه ای در صحبت های آقای احمدی نژاد موج می زند که در سخنرانی آقای صانعی دیده نمی شود. چرا دیوان عالی کشور آقای احمدی نژاد را به مناسبت این کیفر موأخذه نکرد؟ و چرا شورای نگهبان قانون اساسی که خود را مرجع واحد بررسی قانونی قبل، حین و پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران می داند سکوت کامل اختیار می کند و پس از انتخابات نیز در دفاع از دولت، کسانی را که قصد یک راهپیمایی اعتراض آمیز را داشتند مورد هجوم قرار می دهد؟ چرا برای طیف طرفدار دولت در روز 25/3/88 مجوز برای راهپیمایی که به دعوت قاسم روانبخش، سردبیر روزنامه پرتو سخن، برای همان روز صادر می شود که از قضا استقبال هم نمی شود و آیت الله استادی نیز در خطبه های نماز جمعه پس از آن از آن حرکت انتقاد می کند و از شرکت کنندگان در آن راهپیمایی می خواهد که استغفار کنند، ولی برای راهپیمایی سکوت طیف حامی آقای موسوی باید از یک هفته جلوتر نوبت گرفت و آن هم اگر وزارت کشور به این نتیجه برسد و گرنه هیچ؟

این یک بام و دو هوایی به چه سبب است؟ چرا برای آقای احمدی نژاد و طرفدارانش بی قانونی عین قانون است و مخالفانش مجبور به اطاعت از قانونی هستند که خود رییس جمهور از آن اطاعت نمی کند؟ اگر بی قانونی است و قبح آن نیز ریخته است، این را می توان در عمل خود آقای احمدی نژاد مشاهده کرد. این چیز عجیبی نیست، خو ایشان مروج بی قانونی در جامعه بوده اند و حالا اگر بی قانونی ای شده باشد که نشده ( آن گونه که در بالا توضیح داده شد ) دامن خود ایشان را گرفته است و ایشان به جای دلخوری از آقای صانعی باید به این فکر کنند که :
گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست
دادگاهی که دیروز پنجمین جلسه آن گذشت نمونه ای دیگر از عملکرد اشتباه طیف حاکم است که پس از چهار جلسه با چرخشی 180 درجه ای اقدام تغییر شکلی رویه برگزاری دادگاه عوامل اغتشاشات اخیر را کرده اند، این عمل نابخردانه نیز روزی گریبان شان را خواهد گرفت.
در حوادثی که گذشت عیار درستی و صداقت دولت خدمتگزار و دستگاه عدالت سنجیده شد و چه بد آزمونی برایشان بود که از آن مردود خارج شدند. این حوادث اگرچه جانکاه و غم بار بود اما بازهم می توان لطف الهی را در آن مشاهده کرد، که به قول عقیله بنی هاشم، ام المصائب حضرت زینب کبری (س) که در جواب سؤال کربلا را چگون دیدی؟ دشمان اسلام فرمودند : « ما رأیت الا جمیلا. »
ما نیز به تأسی از ایشان در جواب آن سؤال که از ما بپرسند: « خرداد و پس از آن را چگونه دیدید » خواهیم گفت : « ما رأیت الا جمیلا. » و رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند و باطل خواهد رفت که به نقل از معصومین (ع) آمده است:
« الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم »
« حکومت با کفر باقی می ماند ولی با ظلم نه »
والسلام علی عبادالله صالحین
بیست و پنجم شهر رمضان المبارک سنه ی یکهزار و چهارصد و سی هجری قمری
امیر ماهان دیلمی صطله سرایی
. متن کامل سوگند ریاست جمهوری در مقاله ی « شب سیزدهم » به قلم راقم سطور آمده است و خوانندگان می توانند خو به قضاوت بنشینند.
September 14, 2009 - Posted by m_daylamy - 1 Comment
با سلام، خدمت بینندگان عزیز عارضم که پس از اظهار نظر آقایان رحیم مشایی و احمدی نژاد در مورد دولت و ملت اسرائیل و چشیدن طعم پرتغال اسرائیلی اینبار نوبت عکسهای ذیل است.


این عکسها نشان از خیابانی به نام « خیابان ایران» در اسرائیل (سرزمینهای اشغالی) می دهد.حال سؤال این است که واقعاً ما دوست اسرائیل هستیم یا دشمنش؟
September 14, 2009 - Posted by m_daylamy - 0 Comments
بعونک یا غیاث المستغیثین
حمد و سپاس خاص خداییست که قادر و بخشنده است و نمی کند آنچه مگر در دایره قانون خویش و خود اوست که قانون خویش را بر خود فرض کرده است تا همگان از این عمل او قانون مداری را بیاموزند.
امروز، بیست وسومین روز از برج میزان سنه یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت هجری خورشیدی مطابق با بیست و چهارمین روز از شهر رمضان المبارک یکهزار و چهارصد و سی هجری قمریست. پنجمین جلسه از دادگاه ( که چه عرض کنم ) متهمان حوادث پس از انتخابات در حالی برگزار شد که تغییرات شکلی بسیاری در نحوه اجرای جلسه پنجم، این جلسه را از جلسات سلف خود متمایز می کرد.
نخست آنکه قاضی دادگاه به استناد ماده ای ( به گمانم ماده ی 192 ) از مواد قانون آیین دادرسی کیفری حق درج نام کامل متهمان را از ارباب جراید سلب کرد و همچنین به متهمان گوشزد کرد تا از بردن نام اشخاصی که در دادگاه حضور ندارند یا کیفرخواست علیه آنها نیست خودداری کنند؛ همچنین مشروح اقرارات متهمان نیز پس از خبر ساعت20:30 شبکه دو و 21:00 شبکه یک سیما نیز پخش نشد و البته از افرادی که در این جلسه نام برده شده بود در گزارشهای این دو بخش خبری تنها به ذکر حرف اول نام و نام خانوادگی آنها بسنده شده است.( به عنوان مثال: وکیل آقای الف.الف.) ناگفته نماند که تصویری از متهمان نیز به صورت واضح در اختیار سیمای ایران به منظور پخش عمومی قرار نگرفت.
نکاتی چند در این بندی که از نظر گذشت خودنمایی می کند که اشارتی بر آنها خالی از لطف نیست:
1 – اگر رویه ای که امروز در آن دادگاه در پیش گرفته شده است رویه ای قانونی باشد پس چرا چهار جلسه این دادگاه رویه ای غیر قانونی در پیش گرفت؟ چیزی که مشخص است این است که عمل امروز قاضی پرونده یا در مسیر قانون بوده است یا خیر، اگر در مسیر قانون بوده است پس چرا چهار جلسه دیر؟ چرا در طی این چهار جلسه گذشته نام اشخاص به صورت کامل برده شد؟ چرا تصویر آنها برای پخش عمومی در اختیار سیمای ایران قرار گرفت؟ و چرا نام اشخاصی که ربطی به پرونده نداشتند و کیفرخواست علیه آنها صادر نشده بود در آن دادگاه برده شد و جالب تر از همه اینکه این موضوع از طریق رسانه های گروهی به اطلاع عموم رسید. اگر رویه در پیش گرفته شده در چهار جلسه ی گذشته قانونی بود پس چرا در جلسه پنجم تغییر کرد؟ و اگر عمل قاضی صلواتی در ابتدای جلسه پنجم قانونی است پس چرا چهار جلسه این عمل را به تعویق انداخته است؟
2 – پس از سلسله سؤال های فوق الاشعار این سؤال رخ می نمایاند که چرا این تغییر رویه پس از یک سری جا به جایی ها در دستگاه قضا انجام می شود؟
پر واضح است که این دادگاه بیدادگاهی بیش نیست. دادگاهی که با تغییر سیاست ریاست دستگاه قضا به یکباره رنگ عوض کند و تغییر رویه دهد دادگاهی فاقد استقلال و صرفاً فرمایشی است و مشخص است که قاضی آن تنها یک عروسک خیمه شب بازی است که فقط جملات گردانندگانش را تکرار می کند. خوب از این دادگاه چه انتظاری می توان داشت؟ آیا انتظار احقاق حق و عدالت از این دادگاه انتظار عبس و موهومی نیست؟ آیا ساده لوهانه نیست که فکر کنیم تمام رویه های در پیش گرفته شده در این دادگاه اعم از، کشف جرم، دستگیری، اقرار متهمین و …، قانونی است؟ مخلص کلام آنکه مگر قانون آیین دادرسی کیفری که در جلسه پنجم بدان استناد شد در چهار جلسه ی پیش از آن وجود نداشت؟ از دادگاهی که خود قانون خویش را به زیر پای می نهد و خود دایه دفاع از آن را دارد چه انتظاری می توان داشت؟
خشت اول گر نهد معمار کج / تا ثریا می رود دیوار کج
خوب است که به درون خویش نظر کنیم و دمی با وجدان خویش خلوت کنیم.
و اما این اندک را از این بنده سراپا تقصیر بپذیرید که مطلب در این باب بسیار است و پرداخت ذکات دشوار. باشد در مرقومه ای مفصل تر به تبین این مختصر خواهیم پرداخت.
و السلام علی عباد الله الصالحین
بیست و چهارم شهر رمضان المبارک یکهزار و چهارصد و سی هجری قمری
امیر ماهان دیلمی صطله سرایی
September 13, 2009 - Posted by m_daylamy - 1 Comment
و راه قدس این بار از تهران می گذرد …
روز قدس، روز حماسه، روز حمایت از مظلوم و روز تنفر از ظالم …
روز قدس ، روز سبز …
این آدینه ،روز سبز است، روز پیامبر ، بیاد گنبد خضرایش
و تو ای میر ما میر حسین ، 
رندان سلامت می کنند
جان را غلامت می کنند
مستی زجامت می کنند
مستان سلامت می کنند
پس …
ای ابر خوش باران بیا
ای مستی یاران بیا
ای شاه طرّاران* بیا
مستان سلامت می کنند
*طرّار: دلبر
September 10, 2009 - Posted by m_daylamy - 2 Comments

امروز دوستی به من پیغام داد که اگر نزد من بیایی کامروا گردی؛ من نیز از پی این مژده دوان دوان به نزدش رفتم و در کمال ناباوری و در عین حال خوشحالی این اثر جدید استاد شجریان را به هدیه گرفتم؛ اکنون آنقدر خوشحالم که میخواهم آنرا با شما تقسیم کنم.
زبان آتش
تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ از مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.
برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.
تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟
گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست…
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار…
شعر: فریدون مشیری
آهنگ: محمد رضا شجریان
تنظیم: مجید درخشانی