(1) بررسی تطبیقی حادثه کربلا و حوادث کنونی
بسم رب الحسین
«مرگ چون گردنبند دختران جوان، بر گردن انسان بسته شده است»
در روزهایی به سر می بریم که نوید اجتماع بزرگ مسلمانان به دور کعبه مقصود را شاهد خواهیم بود، اما در ژرفای این اجتماع و بیش از هر چیز ندای قربانی و قربانگاه به گوش می رسد و درست است که اسماعیل نخستین قربانی تاریخ منا در راه حق بود اما گلوی پاره شده شهدای کربلا بیش از گلوی پاره نشده اسماعیل خود نمایی می کند.
همه می دانیم که در روز عرفه حجاج گرد هم جمع می شوند و دعای این روز را می خوانند، اما سال 61 هجری عرفه ای متفاوت را تجربه نمود و آن وداع غم بار سیدالشهدا با جد گرامی شان بود. قصد ندارم تاریخ را بازگو کنم، چه که دوستان همه ارباب فضائل و صاحب کمالات اند، بحث این است که چرا حسین (ع) از قاعده «یدالله مع الجماعة» عدول کرد؟ نگاهی واضح و روشن بینانه به سیره ی این امام بزرگوار نشان از آن می دهد که ایشان بر تمامی جوانب اعمال خود آگاه بودند و تمامی اعمالشان قابل دفاع است. حال سؤال این است که چه اتفاقی برای جامعه پس از پیامبر رخ می دهد که نوه ی دردانه پیامبر را با آنکه می دانند او کیست، سر می برند و اهل بیت او را به اسیری می گیرند؟ همه ما جسته و گریخته از حوادث و حواشی حادثه کربلا، قبل و بعد آن مطلعیم و می دانیم که چه اتفاقی افتاده است، اما نکته گمشده ی این میان این است که چرا این اتفاقات رخ داده است؟ چرا باید شاهد یکی از فجیع ترین قتل عام های تاریخی باشیم که در آن عده ای ولی شان را گردن بزنند؟ مسیح را مسیحیان مصلوب نکردند، حال چه می شود که مسلمانان امام خود را تشنه کام سر می برند و سر او بر نیزه می کنند؟
جامعه شناسی زمان این امام همام نشان از اوج فساد معنوی در درون تمامی لایه های اجتماعی سیاسی وقت می دهد. آری یزید غاصب خلافت بود، شراب خوار و بوزینه باز بود و در تاریخ هرچه بدی بود به وی نسبت دادند اما مسلمانان جامعه کبیر اسلامی را چه شده بود که با وی دست بیعت داده و امیرالمؤمنینش خواندند؟ چرا اسلامشان آنها را از این خطر حفظ نکرد؟ چه شد که به راستی چنین شد و در اندک مدتی پس از مرگ پیامبر (ص) جامعه اسلامی وقت چنین استحاله شد؟ عمده صاحب نظران و دین شناسان بر این باورند که اگر آسیب های اجتماعی در عمق جان هر جامعه ای رسوخ پیدا کند و معروف و منکر جابه جا شوند این اتفاق انتظاری بیهوده نیست. بیاییم رد پای این فاجعه را از دوران امام علی و امام حسن پیگیری کنیم.
پس از وفات حضرت محمد (ص) و اختلاف قدرت میان مسلمانان، خانه نشینی امام اول و خلیفه کشی ای که پس از آن امام نه به دلخواه بلکه به اجبار بر تخت خلافت تکیه می زند، حرکت اصحاب جمل به خونخواهی خلیفه مقتول و تحرکات نامیمون معاویه در شامات همه و همه نشان از دردی مزمن در داخل پیکره به ظاهر وحید جامعه اسلامی آن دوران را می داد این درد در زمان خلافت امام حسن بیشتر رخ نمود و نشان داد که یاران امام حسن از چه پتانسیل بالایی در خیانت برخوردارند؛ صلح تحمیلی ارمغان خیانت فرماندهان امام به وی برای جامعه اسلامی بود و اوج این درد در محرم سال 61 رخ می نمایاند.
در تمامی این اتفاقات ما همیشه می توانیم رد پای افراد بی بصیرت، عافیت طلب و زر دوست را به عینه مشاهده کنیم. واعظانی که حاضرند به خاطر چند دینار بیشتر دهان به فحاشی علیه امام علی باز کنند، فرماندهانی که در ازای مشتی سکه حاضر به خیانت علیه امام حسن و حتی ترور وی در پادگان فرماندهی اش می شوند و سر آخر برای مشتی غنیمت کرور کرور گرد هم در بیابانی گرد هم می آیند تا یادگار پیغمبر را تکه تکه کنند.
آری شما نیز می توانید رد پای موجودی کثیف و پدیده ای چندش آور که امروزی ها به آن رانتخواری می گویند را در این حوادث ببینید. جاییکه شما می توانید از هرم لازلو تبعیت کرده و بگویید :
«آنچه شیران را کند روبه مزاج/احتیاج است، احتیاج است، احتیاج»
با گفتن جملاتی هرچند مخالف میل تان و وانمود کردن به چیزی که نیستید از تمام مواهب یک زندگی کامل و مرفح برخوردار باشید. به وقتش دهان به فحاشی علی باز کنید، به وقتش به امام حسن خیانت کنید و زمانش که برسد حسین را سر ببرید … چه می دانم چادر بگذارید در حالیکه با آن مخالفید به عضویت گروهی درآیید در حالیکه می دانید آنها اشتباه می کنند ولی به صرف داشتن زر و زور، می خواهید کنارشان باشید.
از گفتن تمامی این جملات می خواهم به اینجا برسم که بوی فساد و رانت خوار پروری هم اکنون به مشام می رسد، دیدن افرادی که تفکر و عملشان یکصد و هشتاد درجه با هم متفاوت است. می کشند برای آنکه در موضع قدرت باقی بمانند و حتی دین نیز برای آنها دستاویزی بیش نیست.
… سلام بر حسین نخستین اصلاح طلب تاریخ.
امیر ماهان دیلمی صطله سرایی[1]
[1] . دوستان می توانند از این به بعد به لینک کامنت در ستون کناری مراجعه کرده و در بلاگفا برای این مطلب کامنت بگذارند.
ستاره Says:
درود بر شما
«آنچه شیران را کند روبه مزاج/احتیاج است، احتیاج است، احتیاج»
آدرسي كه تو وبلاگم گذاشته بودين…
ممنون